پرش به محتوا

بیست و دوم خرداد برگی دیگر در دفتر تاریخ

12 ژوئن 2010

امروز سالگرد دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در سال 88 بود. اولین انتخابات ریاست جمهوری که یادم میاد ششمین دوره اون بود که هاشمی برای بار دوم، رئیس جمهور شد تا لقب سردار سازندگی رو بگیره. نمی خوام به اون دوره هشت ساله و هشت سال ریاست جمهوری خاتمی اشاره کنم و درباره اش توضیح بدم. محمود احمدی نژاد در سال 84 که در بین دیگر نامزدها چهره ای ناشناخته بود، توانست در دور دوم رقیب خودش هاشمی رو پشت یر بگذاره و بعنوان رئیس جمهور اتنخاب بشه. یکی از کارهای جالب دولت نهم سفرهای استانی بود که بنظرم تاثیر زیادی  در پیروزی سال قبل داشت، جایی که عده ای آنرا اقدامی تبلیغی خواندند که بنظر من حتی اگه برای تبلیغات هم بوده باشه فکر خوبی بوده که به ذهن دولتهای قبلی هم نرسیده بود! اهمیت بیشتر به سایر نقاط کشور بخصوص مناطق محروم بود که باعث محبوبیت رئیس جمهور مردمی شده بود. سیاست خارجی دولت نهم که فعال بود نه تدافعی از دیگر نکات خوب بود، با اینکه چند تا قطعنامه علیه ایران در شورای امنیت تصویب شد ولی این اقدامات تاثیر چندانی نداشت. پیشرفتهای هسته ای و فضایی از دیگر موارد قابل توجه در دولت نهم بود.

این مقدمه رو داشته باشین تا برسیم به انتخابات سال گذشته که عملا از نیمه دوم سال 87 با سفر نامزدها به شهرهای مختلف شروع شده بود. اصلی ترین رقیب احمدی نژاد، موسوی بود که سابقه نخست وزیر دوران جنگ و عنوان آخرین نخست وزیر کشور رو داشت. دراینکه این دوره شور انتخابات بیشتر از دوره های قبل و تمامی انتخابات گذشته بود شکی نیست. مناظره های انتخاباتی نامزدها برای اولین بار بود که اتفاق میفتاد. روز انتخابات فرا رسید تا من هم در پای سندوق رای حاضر بشم و رائ ام رو به نامزد موردنظرم (احمدی نژاد) بدم. شب انتخابات و دقایقی بعد از اتمام رای گیری بود که میرحسین موسوی مصاحبه ای کرد و خودش رو پیروز انتخابات خواند تا این مصاحبه شروعی برای دروغی باشه که از مدتها قبل با اقداماتی همجون تشکیل کمیته صیانت آرا زمینه ساری کرده بودند. ادعایی که فقط در حد ادعا باقی موند و تا امروز هیچ سندی برای اثبات ادعای مطرح شده داده نشده. یکی از مواردی که طرفدارهای موسوی برای پیروزی مطرح می کردن این بود که ما بیشماریم! در صورتی که چون رای ها مخفی هست مشخص نمیشه که هر کسی به کی رای داده. خیلی راحت میشه به یکی رای داد و بعد اعلام کرد که به نامزد دیگری رای دادم. یا اگر تعرفه های رای شماره ای در قسمت مخصوص نوستن نام نامزد داشت الان بهتر می شد در مورد این ادعا قضاوت کرد ولی اینهم چیزی نبود که برای اولین بار اتفاق افتاده باشه و در تمامی انتخابات گذشته روال به همین صورت بوده. بنظر من موسوی و کروبی اگر سندی داشتند باید از طریق شورای نگهبان اقدام می کردند تا اگه نتیجه ای نمی گرفتن شروع به جنجال می کردند. موسوی و کروبی علاوه برنظر شورای نگهبان که طبق قانون اساسی مسئول تایید نتیجه و رسیدگی به تخلفات انتخابات بود، نظر کمیته تشکیل یافته برای بررسی ادعاها رو هم قبول نکردند. بعد از انتخابات بود که مردم رو به خیابونها کشوندن و باعث مرگ عده ای بیگناه و خسارت دیدن بخش مهمی از اموال عمومی بشن. حرفها در این باره زیاد هست ولی نمیشه که همه اش رو در یک پست نوشت، نظر کلی من اینه که اینا به مردم بعنوان ابزار نگاه میکنن تا به اهدافشون برسن چون اگه اتفاقی هم بیفته و مثلا خدای نکرده درگیری بین مردم رخ بده باز هم همین ملت ضرر می کنن تا اگه حمله ای از طرف کشورهای خارجی صورت بگیره این بار هم مردم به صحنه میان و افرادی همچون مهدی هاشمی با خانواده خودش به خارج میرن و خیلی راحت به زندگیشون ادامه میدن و این کشور عزیزم ایران هست که آسیب میبینه و نه دیگران.

2 دیدگاه
  1. باغ وحش آزاد؟
    هم عقیده با تو ولی تندروتر

    • کدوم عقیده من و شما یکی یا بهم نزدیک هست!؟
      من به احمدی نژاد و اطرافیانش انتقاد دارم ولی نه در حد علی مطهری :دی
      همین تندروها هستند که همه چی رو خراب می کنن! میانه روی خیلی بهتر از هر چی هست

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.