پرش به محتوا

شروعی دوباره

7 فوریه 2011

خیلی وقت هست که اینجا رو آپدیت نکرده ام. چند تا علت داشته که براتون توضیح میدم. یکیش یه مشکلی یا نمی دونم شاید بگم که یه امتحان سخت بود که با کمک خدا حل شد و شاید بهتر باشه بگم که با کمک خدا ازش سربلند اومدم بیرون. نمی تونم بیشتر توضیح بدم چون وقتی به اون روزها فکر می‌کنم ناراحت و عصبانی میشم از دست خودم که چرا . . .!!؟ دومین دلیلی که نتونستم اینجا مطلب جدید بنویسم این بود که باز هم لطف خدا شامل حالم شد و در کنکور قبول شدم و به ناچار ترک دیار کرده و ساکن پایتخت شدم تا درس بخونم.
حالا چی شد که اومدم مطلب بنویسم! خیلی وقتها به فکر نوشتن مطلب جدید بودم، حقیقتش رو بخواین وسط درس خوندن بود که یهو دلم گرفت، نمی دونستم چیکار باید بکنم که با خودم گفتم باید یه مطلب جدید بنویسم تا شاید بتونم خودم رو خالی کنم. با خودم میگم که امام علی(ع) یه چاه داشت که حرفهاش رو به اون می‌گفت ولی من چاه هم ندارم!
همیشه اعتقاد دارم که نباید به ظاهر آدمها توجه کرد چون معلوم نیست که باطنش چطوری هست، برا همین سعی می کنم با دیدن ظاهر آدمها در موردشون قضاوت نکنم. ای خدایی که ستار العیوبی! یا اله العاصین! یا غیاث المستغیثین! با اینکه بنده ها گناه میکنن خدا چقدر اونا رو دوست داره که باز هم به حال خودشون نمیزاره اونا رو. خیلی عذاب وجدان دارم از گناه هایی که مرتکب شدم ولی این حس وقتی بیشتر میشه که باز هم عنایت خدا شامل حالم میشه. آخه من چقدر باید شکرگزار این لطف پروردگار بشم. باز هم باید خودش مثل همیشه بهم کمک کنه تا بتونم ترک گناه و توبه کنم.
از دست و زبان كه بر آيد كز عهده شكرش به در آيد
برای شروع دوباره کافیه. بشینم درسها رو بخونم تا بتونم باز هم اینجا مطلب جدیدی بنویسم.
اللهم عجل لولیک الفرج

از → دلنوشت

نوشتن دیدگاه

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.